سفارش تبلیغ
صبا
یاوران کتاب

رنج آدم شدن

 

رنج آدم شدن

نوبت چاپ: اول 1389

مؤلف: سیدمحمد سادات اخوی

شرکت چاپ و نشر بین‌الملل

 

اثر حاضر مجموعه یادداشت و تجربیات نویسنده است در زمینه دینداری و زندگی امروزی که در چهار گفتار تنظیم شده است.

در گفتار اول چند توصیه این مؤلف را مرور می‌کنیم:

،، 24 ساعت تمام، با هیچ کس دیدار نکن!... بگذار آدم‌ها و تفکر متفاوتشان دست از سرت بردارند. خودت باشی و تپش‌های قلب راستگویت،،

،، خدا هیچگاه کم نمی‌شود، بی‌دلیل دستپاچه نشو او همین نزدیکی است و هوای تو را دارد، به خودت فرصت بده،،

،، به این فکر کن که از همان اول چگونه با اعتقادهای دینی‌ات آشنا شده‌ای... شاید از همان اول هم راه خوبی برای آشنایی انتخاب نکرده‌ای،،

سیدمحمد سادات اخوی در خصوص این نوشتارف می‌گوید: تک‌تک تجربه‌های معنوی این اثر ملموسند و بارها آن‌ها را آزموده‌ام تا هنگام نوشتن، یقین نسبی داشته‌ باشم. وی در ادامه تأکید می‌کند: آنچه پیش روی شماست حاصل تجربه‌های معنوی من است. ممکن است تجربه‌های معنوی شما از جنس دیگر و صاحب پایانی متفاوت باشد. به هر حال قصد داشتم محدودهایی را که در یافته‌ام، بشناسانم.

نویسنده در خصوص یکی از تجربیاتش در ماه مبارک رمضان می‌نویسد: وقتی روایت‌ها و دعاهای ماه رمضان را می‌خواندم این نکته را فراوان دیدم که در ماه رمضان از در و دیوار زمین و آسمان، درون و بیرون آدم، برکت می‌بارد. معنای سلیس و ساده‌اش این است که مدام باید به همه جا و همه کس دقیق شد. آدم‌هایی که می‌خواهند از باران لذت ببرند مدام سرشان را بلند می‌کنند... دستشان را زیر قطره‌ها می‌گیرند و گاهی با لذت باران را به صورت نیمه مرطوبشان می‌کشند و تلاش می‌کنند با همه وجود، یاران را حس کنند. در تمام ماه‌های سال به ویژه محرم و رمضان در باران قدم می‌زنیم لازم است برای دریافت طراوات دقیق و سرحال باشیم.

وی در قسمت دیگری از کتاب می‌نویسد: وقتی به یاد بخش‌هایی از گذشته‌ام می‌افتم، شرمنده می‌شوم. زمان‌هایی بوده‌اند که در کاری مستحب غرق شده‌ام و حواسم از واجب پرت شده است. آدم‌های زیادی را دیده‌ام که همین مشکل را داشته‌اند وقت فراوانی را صرف اجرای آیین‌های مذهبی می‌کنند و ساده‌ترین حقوق همسرشان را زیر پا می‌گذارند و اگر وارد ذهن اهل خانواده‌شان بشوید، می‌بینید که لبریز حسرت‌های کوچک و ساده‌اند.

در خصوص دعا و استجابت آن دیدگاه نویسنده این است که گاهی با هزار زحمت انبوه دعا و نذر را به کار می‌بندیم و نمی‌شود و گاهی هم بی زحمت و دردسر، تا از خدا می‌خواهیم، عطا می‌کند. برای توجیه این موضوع ساده‌ترین راه این است که بگوییم در فلان موقعیت پاک بوده‌ایم و در موقعیت مقابلش ناپاک که بیراه هم نیست. گاهی برخی از حاجت‌های مادر دایره قضایند و تغییرشان ممکن است برای همین هم گفته‌اند دعا، قضای آدمی را تغییر می‌دهد. برخی دیگر را که در زیر چتر قَدَراند را هیچ کار نمی‌شود کرد، بمیرم و بمانیم، رخ می‌دهند... نویسنده در ادامه این توجیه را ساده می‌انگارد و می‌نویسد، با همه کوچکی و تجربه‌های شخصی‌ای که خودم دارم و از انبوه آدم‌ها دیده‌ام، یقین دارم که لطف خدا اجازه نمی‌دهد آدم‌ها دستی- دستی با ندانم کاری‌هایشان تقدیرشان را به افتضاح بکشانند و بعد تا آخر عمر، اسیر همین کارشان بشوند. برای همین هم شب قدر را در قلب ماه رمضان و فرصت‌های گوناگون توبه قرار داده است تا با نیایش‌های ویژه به آدم‌ها فرصتی برای تغییر تقدیرها، بدهد.

در گام سوم این مجموعه نویسنده با الهام از زندگی برخی از بزرگان ضمن نقل داستان از زندگی آن‌ها به بررسی و ارزیابی موضوع می‌پردازد.

در یکی از این داستان‌های کوتاه و مهم می‌خوانیم: سال پیش با دوستان رفتیم فشم. تا عصر یک جمعه با هم باشیم. توی باغ هر کدام‌مان سرگرم کاری شدیم بعد از یک ساعت همه آمده بودیم اما مرد خندان نیامده بود. دست آخر انتهای باغ کنار جوی باریک آبیاری، پیدایش کردیم نشسته بود و برای مورچه‌هایی که به زحمت از این طرف جوی، برای لانه‌شان در آن طرف جوی دانه می‌بردند، پل می‌ساخت بعد هم با حوصله برایشان نان خرد کرد.

نوینسده با الهام از این نوشته کوتاه که از زندگی میرزا احمد عابد نهاوندی است. مواردی را خاطرنشان می‌سازد یکی از این موارد را اینگونه می‌نویسد: آدم‌هایی را دیده‌ای که مدام دنبال ثواب می‌گردند و همیشه از کمی ثواب کردن‌شان زجر می‌کشند آدم‌های اینگونه همیشه سرگردان، ناراضی و معذبند. انگار فراموش کرده‌اند که نیکوکاری برای رسیدن به آرامش درونی است نه اضافه شدن رنج ذهنی، از اینها بدتر گاهی آنقدر حواسشان به افزایش «بیلان» خوبی‌هایشان است که دور و بر خودشان را فراموش می‌کنند خوب که به زندگی‌شان نگاه می‌کنیم متوجه می‌شویم که خیر این آدم‌ها به همه عالم می‌رسند اما خانواده و نزدیکانشان بی‌بهره مانده‌اند.

در گام چهارم با عنوان «پیشنهادها» نگاهی به سه کتاب مهم اخلاقی مشتمل بر معراج‌السعاده به قلم زنده یاد نراقی و دو کتاب «لقاءالله» و «المراقبات» به قلم زنده یاد ملکی تبریزی، شده است و با مرور بر قسمت‌هایی از آن‌ها به توضیح و بررسی مواردی پرداخته شده است.

در برگزیده‌ای از رساله معراج‌السعاده آمده است: «برای هر کس که در دنیای معاصر زندگی می‌کند، مهم‌ترین مسئله امروز، رسیدن به آسایش است.»

«کتاب‌های قدیمی، به خاطر فاصله زبانی و زمانی با دوران معاصر، نمی‌توانند به عنوان نمونه و پیشنهاد امروزی مطرح شوند، هر چند که علاقه‌مندان سعادت و خوشبختی، به طمع یا آرزوی خوشبختی، حاضر شوند دوره‌های سخت نزدیک شدن را بگذرانند.»

«آنچه به خیالمان وارد می‌شود و جور است به صورت کلی وقتی فکری آدم را به خیری برساند، الهام است و اگر سبب پیشامدی نامناسب شود وسوسه است.

همچنین در زمینه یاد خدا آمده است: مهم‌ترین ذکر خدا، نماز است. یادت باشد که شیطان به خاطر سجده نکردن به آدم از درگان خدا رانده شده و بنابراین به عبارتی که سجده داشته باشد حساس است و بیش از همه جا، هنگام نماز سراغت می‌آید تا هر طور که می‌تواند، ذکرت را نابود کند برای همین است که در نماز، همه فکرهای دنیا به ذهنت می‌رسند.

همینطور در باب غیرتمندی از رسول اکرم(ص) می‌نویسد: وقتی کسی غیرتش را از دست می‌دهد خدا فرشته‌ای را می‌فرستد تا چهل روز و شب بر سر وجدان او فریاد کشد تا بداند که غیرتش را از دست داده... اگر ندای وجدانش را شنید و توجهی نکرد فرشته به درگاه خدا برمی‌گردد و ایمان صاحب‌خانه را نیز با خود می‌برد.

در ادامه نیز به برگزیده‌ای از رساله لقاءالله اشاره شده است. صاحب این کتاب یعنی میرزا جواد ملکی تبریزی از عارفان جلالی بوده و گریستن فراوانش نیز به خاطر خوف از عذاب و عظمت الهی بوده است اما وقتی اندازه گریستن‌های میرزا و مناجات و توبه شبانه‌اش را کنار کتاب لقاءالله گذاشتم و خدا را تا این اندازه در توصیف‌های میرزا دوست‌داشتنی دیدم مطئن شدم شاید توصیفی که نوشته‌اند درباره میرزا درست نباشد.

در قسمتی از نوشته‌های او آمده است: اگر گناهانت فراوان شدند و به دلت افتاد توبه کنی شیطان راهت را خواهد بست تا به مقام توبه نرسی زیرا اگر اراده توبه در دلت بجوشد آن را تجربه خواهی کرد و به دنبال آن مهربانی و بخشش خدا را خواهی چشید.

اخوی در خصوص برگزیده‌ای از رساله مراقبات که در دنباله این مطلب می‌آید، می‌نویسد: این کتاب یادت می‌دهد که مناسبتی را فراموش نکنی و بیش از آنکه به روزانه زیستن فکر کنی به زیستنی مهم‌تر و طولانی‌تر فکر کنی.

در این رساله به احکام و آدم ماه‌های محرم، صفر، ربیع‌الاول، ربیع‌الثانی، جمادی‌الثانی، رجب، شعبان و رمضان و... پرداخته شده است.

قسمت‌هایی از آن را مرور می‌کنیم: «شایسته است در همه روزهای ده روز اول این ماه، زیارت‌نامه ویژه‌ امام حسین(ع) در روز عاشورا خوانده شود.

روز عاشورا روز بزرگی است کسی که رخدادهای آن روز را درست بشناسد، دلش نمی‌آید از صبح تا عصر پرخوری کند یا خوردنی‌هایی را که بیش از همیشه در جشن‌ها یا روزهای شاد خورده، بخورد.

وی در جای دیگر می‌نویسد: یادمان نرود که بیش از هر عبادتی، شایسته است تلاش کنیم تا شب عاشورا، توفیق زیارت و بیدار ماندن در حرم حضرت اباعبدالله نصیبمان شود و اگر نتوانستیم به گونه‌ای که خستگی بیداری به سوگواری روز عاشورایمان آسیب نزند، بخشی از شب عاشورا بیدار باشیم.

سیدمحمد سادات اخوی متولید 1352 و فارغ‌التحصیل رشته الهیات است او که اولین کتاب خود را با نام تا دریا توسط نشر برگ ویژه نوجوانان منتشر کرد، تاکنون حدود 42 عنوان کتاب در حوزه‌های شعر، نثر، طنز، سفرنامه و داستان کوتاه به رشته تحریر درآورده است.

منبع:

 

http://old.ido.ir/a.aspx?a=1389102501

 


نوشته شده در سه شنبه 96/8/2ساعت 2:7 عصر توسط زینب خزایی پول نظرات ( ) | |

آموزش قران به کودکان ازجمله خواسته‌هایی است که هر پدر و مادری به آن علاقه‌مند است. کتاب «مهارت خواندن با محوریت قرآن» به آسانی این خواسته را تامین می‌کند.
کتابی برای آموزش مهارت خواندن قرآن به کودکان
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)بسیاری از والدین دوست دارند به فرزندانشان در سنین کودکی قرآن را آموزش دهند و برای این منظور سعی می‌کنند در منزل و یا کلاس‌های آموزشی، سوره‌ها و کلمات قرانی را به آنها بیاموزند.

کتاب «مهارت خواندن با محوریت قرآن» نوشته اکبر عاشورخانی با روش قصه و رنگ آمیزی در مراحل مختلف مهارت خواندن را با آموزش شکل حروف الفبا و آواهای مختلف به کودکان پیش دبستانی می‌آموزد.

این کتاب با کمک والدین و یا مربیان مهدکودک‌ها و یا مراکز پیش‌دبستانی به کودکان آموزش داده می‌شود. در ابتدای کتاب هر کدام از حروف الفبا به همراه داستانی که توسط مربی برای کودک گفته می‌شود به او آموزش داده می‌شود.

سپس به تدریج ترکیب حروف با یکدیگر و صداها را می‌آموزد و بعد از آن کودک کلمات قرانی و روخوانی آن را یاد می‌گیرد.

آموزش حروفف مصوت‌ها، ترکیبات، حروف، کلمه و کلمه خوانی، آشنایی با حروف و آموزش ساکن از موضوعاتی است که در این کتاب بیان شده است.

«روش تدریس خواندن و روخوانی»، «کارت‌های قصه»، «نماز برای بچه‌ها» و «آموزش روخوانی قرآن» از دیگر کتاب‌هایی است که از اکبر عاشورخانی منتشر شده است.

انتشارات اندیشه مطهر کتاب «مهارت خواندن با محوریت قران» را در قالب 56 صفحه با شمارگان 10 هزار نسخه و بهای 40 هزار ریال منتشر کرده است.

http://www.ibna.ir/fa/doc/book/212380/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86

نوشته شده در سه شنبه 96/7/25ساعت 2:10 عصر توسط زینب خزایی پول نظرات ( ) | |

 

وقتی مهتاب گم شد (خاطرات علی خوش‌لفظ)

مصاحبه و تدوین: حمید حسام

انتشارات: سوره مهر

651 صفحه

اگر به دنبال کتابی هستید که خیلی ساده و بی‌آلایش، واقعیات جبهه‌ و روابط رزمندگان با یکدیگر را کاملاً بدون روتوش بازگو کرده باشد و حال و هوای جبهه‌ها را با تمام وجود لمس کنید، این کتاب که با ادبیاتی بسیار صمیمی و صادقانه نگاشته شده گزینه بسیار مناسبی برای مطالعه است. بااینکه به علت روحیه خاص علی خوش‌لفظ فضای طنز در بسیاری از خاطرات کتاب حکم‌فرماست، اما در لابه‌لای این خاطرات نکاتی بسیار تأثربرانگیز وجود دارد که به مخاطب درس انسانیت و بندگی را می‌آموزد و بی‌اختیار زبان به تحسین دریای خلوص و ایثار شهدا می‌گشاید.

در مقدمه این کتاب آمده است:

رفیقی داشتم که می‌گفت: «اینجا ـ جزیره مجنون ـ جای دیوانه‌هاست. دیوانه‌هایی که عاشق‌اند. عاشقانی که می‌خواهند از راه میان‌بُر به خدا برسند.»

تابستان سال 1365 بود و من با این رفیق راه، راه را گم کرده بودم. کجا؟ در جزیره مجنون؛ وقتی‌که از خط برمی‌گشتیم. همان دم‌دمای صبح. گرما بالای سی درجه بود و رطوبت هوا بالای هفتاد درصد و ما برای رهایی از گرما و شرجی، بالاپوشمان، فقط یک زیرپیراهنی سفید و خیس بود.

آنجا، کسی را دیدم که کلاه پشمی زمستانی را تا پایین ابرو پایین کشیده و کنار نی‌زارها دراز به دراز خوابیده بود. نگاه عاقل اندر سفیهی به او کردم و به رفیقم گفتم..

 

http://www.iranpl.ir/news/4096/%DB%B5-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%81%D9%86%D8%AF%D9%85%D8%A7%D9%87-%DB%B1%DB%B3%DB%B9%DB%B5


نوشته شده در یکشنبه 96/7/2ساعت 5:0 عصر توسط زینب خزایی پول نظرات ( ) | |

 

دادن لیست هایی برای کتاب های خواندنی هرچند سلیقه ای ست و پیچیدن یک نسخه برای همگان سخت، اما لطفش در آنست که لیستی از شاهکارهایی ارائه میکند که نخواندنشان خیلی حیف است و حداقل از میان آنها میتوان آثاری که باید بخوانیم را راحت تر بیابیم،خصوصا" اگر این لیست جهانی باشد.از این پس در کتاب تبیان تصمیم داریم فهرست کتابهای که از منابع مختلف و ژانر های متفاوت تهیه شده اند را به عنوان منبعی برای دوست داران کتاب بیاوریم.با ما باشید و از این فهرستها تا آنجا که برایتان مقدور است بهره بجویید که از دست دادن این شاهکارها حیف است.لیستی که این بار ارائه میشود از سوی نشریات جهانی گاردین،تایم،نیوز ویک و شبکه 4 انگلیس تهیه شده است،که پیش روی شماست.امیدست که مقبول افتد و با نظراتتان ما را یاری کنید.

 گاردین (می 2002)

روزنامه گاردین سال 2002 در یک نظرسنجی بین اعضای باشگاه های کتابخوانی نروژ یک فهرست صدتایی کتاب آماده کرد که در آن «مثنوی مولوی» و «گلستان» سعدی و «هزار و یک شب» هم بود (در حالی که سایر فهرست های مشابه به ادبیات اروپا محدودند). این فهرست که جدیداً هم دوباره دارد به اسم فهرست سایت آمازون (!) دست به دست می شود، ترتیب رتبه نداشت و فقط ده عنوان اول رتبه داشتند:

 1- دن کیشوت (میگوئل سر وانتس)

2- همه چیز فرو می پاشد (چینو آچیبی)

3- قصه های هانس کریستین آندرسن

4- غرور و تعصب (جین آستین)

5- بابا گوریو (اونوره دوبالزاک)

6- ملون می میرد (ساموئل بکت)

7- دکامرون (جیوانی بوکاچیو)

8- مجموعه قصه های بورخس

9- بلندی های بادگیر (امیلی برونته)

10- بیگانه (آلبر کامو)

 

https://article.tebyan.net/124727/20%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-


نوشته شده در یکشنبه 96/6/26ساعت 3:41 عصر توسط زینب خزایی پول نظرات ( ) | |


کتاب جزء از کل

Image result for ?کتاب جز از کل?‎

این کتاب در مورد پدر و پسری است به نام های مارتین و جسپر دین که زندگی مارتین همیشه تحت تاثیر برادر ناتنی اش تری دین است.

کتاب بعضی مواقع از زاویه مارتین و بعضی مواقع از زاویه دید چسپر بیان می شود که همین موضوع باعث جذاب تر شدن آن می شود. حوادث و اتفاقات موجود در کتاب بسیار زیاد هستند و هر کدام از آن ها جذابیت خاص خودش را دارد.

کتاب جزء از کل به راستی جزئی از یک کل را به رخ می کشد. در هر قسمت از کتاب اتفاقی در دل اتفاق دیگر وارد می شوند و خواننده نمی تواند به راحتی کتاب را کنار بگذارد و یا آن را پیش بینی کند. پیمان خاکسار در مقدمه کتاب می گوید:  “جزء از کل” کتابی است که هیچ وصفی، حتا حرف‌ های نویسنده‌ اش، نمی‌ تواند حق مطلب را ادا کند. خواندن “جزء از کل” تجربه‌ ای غریب و منحصر به فرد است. در هر صفحه‌ اش جمله‌ ای وجود دارد که می‌ توانید آن را نقل قول کنید. کاوشی است ژرف در اعماق روح انسان و ماهیت تمدن. سفر در دنیایی است که نمونه‌ اش را کمتر دیده‌ اید. رمانی عمیق و پرماجرا و فلسفی که ماه‌ ها اسیرتان می‌ کند. به نظرم تمام تعاریفی که از کتاب شده نابسنده‌ اند. این شما و این ؛جزء از کل”.

برخی از منتقدین جهانی، پاراگراف آغازین کتاب را یکی از بهترین آغاز‌های ادبی دوران معاصر می‌دانند. اگر هم این عنوان را کمی اغراق بدانیم، همچنان نمی‌توانیم زیبایی نخستین سطر‌های کتاب را انکار کنیم. شروع کتاب چیزی فراتر از حد انتظار مخاطب است. به نحوی که او را به فکری عمیق می برد.

مطمئنا هر کسی این رمان را خوانده باشد شگفت زده است از اینکه استیو تولتز چقدر استادانه و به زیبایی داستان را کش می دهد. در این رمان نویسنده اتفاقات عادی و یا بیخود را شرح نمی دهد برای آنکه به تعداد صفحات کتاب اضافه کند. هر آنچه که اتفاق می افتد بی نظیر و فوق العاده است.

قطعا وقتی کتاب را بخوانید به خوبی متوجه این نکته می شوید که یک بار خواندن آن کم است. در واقع خیلی کم است.

اگر به دنیال یک رمان بلند خوب هستید، قطعا این کتاب از جمله بهترین گزینه های ممکن خواهد بود. 

منبع:

http://kafebook.ir/


نوشته شده در یکشنبه 96/6/19ساعت 5:30 عصر توسط زینب خزایی پول نظرات ( ) | |

قسمت هایی از کتاب بار هستی

 

باید تصور کرد که یک روز همه چیز، همانطور که پیش از این بوده، تکرار می شود و این تکرار تا بی نهایت ادامه خواهد یافت! اگر هر لحظه از زندگی مان باید دفعات بی شماری تکرار شود، هر کاری که در زندگی انجام دهیم، بار مسئولیت تحمل ناپذیری دارد. بار هر چه سنگین تر باشد، زندگی ما به زمین نزدیک تر، واقعی تر و حقیقی تر است.

در زندگی با همه چیز برای نخستین بار برخورد می کنیم. مانند هنرپیشه ای که بدون تمرین وارد صحنه شود. اما اگر اولین تمرین زندگی، خود زندگی باشد، پس برای زندگی چه ارزشی می توان قائل شد؟

یکبار حساب نیست، یکبار چون هیچ است. فقط یک بار زندگی کردن مانند زندگی نکردن است.

هیچ چیز از احساس همدردی سخت تر نیست. حتی تحمل درد خویشتن به سختی دردی نیست که مشترکا با کسی دیگر برای یک نفر دیگر یا بجای شخص دیگری، می کشیم و قوه تخیل ما به آن صدها بازتاب می بخشد.

وقتی فردی قوی آن قدر ضعیف می شود که به فرد ضعیف بی حرمتی می کند ، فرد ضعیف باید به راستی خود را قوی بداند و او را ترک کند.

توما به دیوار کثیف حیاط نگاه می کرد و نمی دانست که آیا این احساسِ عصبیِ زودگذری است یا عشق؟ و در این شرایط که یک مرد واقعی می داند چگونه سریعا تصمیم بگیرد از شک و دودلی خود شرمسار بود.این تردید زیباترین لحظه ی عمرش را از هر معنایی تهی می ساخت. توما خود را سخت سرزنش می کرد اما سرانجام دریافت که شک و تردید امری طبیعی است. آدمی هرگز از آنچه باید بخواهد آگاهی ندارد زیرا زندگی یک بار بیش نیست و نمی توان آن را با زندگی های گذشته مقایسه کرد یا در آینده تصحیح نمود…

کسی را از روی همدردی دوست داشتن، دوست داشتن حقیقی نیست.

واقعه هولناک یک زندگی را می توان به کمک استعاره سنگینی توضیح داد. می گویند بار سنگینی بر دوش داریم و این بار را حمل می کنیم، خواه قدرت تحمل آن را داشته باشیم و خواه نداشته باشیم. با آن مبارزه می کنیم، خواه بازنده باشیم، خواه برنده شویم.

می توان به پدر و مادر، به همسر، به عشق و به وطن خیانت کرد. اما زمانی که دیگر نه پدر و مادر، نه شوهر، نه عشقی و نه وطنی باقی بماند، به چه چیز می توان خیانت کرد؟

در مقابل دنیای پر از وقاحتی که او را در بر می گرفت، ترزا تنها یک سلاح داشت و آن هم کتاب هایی بود که از کتابخانه ی شهرداری به امانت می گرفت. او کتاب های زیادی خوانده بود. از “فیلدینگ” گرفته تا “توماس مان”. کتاب به او فرصت گریختن از نوعی زندگی را می داد که هیچ گونه رضایت خاطری از آن نداشت. کتاب به عنوان یک شی هم برای او معنای خاصی داشت: دوست داشت کتاب زیر بغل در خیابان ها گردش کند. کتاب برای او به منزله ی عصای ظریفی بود که آدم متشخص قرون گذشته، به دست می گرفت. کتاب او را از دیگران به کلی متمایز می ساخت.

منبع:

http://kafebook.ir/


نوشته شده در یکشنبه 96/6/19ساعت 5:26 عصر توسط زینب خزایی پول نظرات ( ) | |

معرفی کتاب «بعضی‌ها هیچ‌وقت نمی‌فهمن!»

منبع : لیزنا
سیده فائزه احمدی‌پور
معرفی کتاب «بعضی‌ها هیچ‌وقت نمی‌فهمن!»

  یه سری کتابا هستن که عجیب آدم رو به فکر فرو می‌برن؛ شاید فکر به چیزهایی که تا قبل از اون به‌صورت ناخودآگاه توی ذهنت بوده اما وقتی کتاب و می‌خونی با خودت می‌گی:

«چه جالب! این موضوع خیلی برام آشناست.»

بعد از اون هر خطی از کتاب که خونده می‌شه ربط پیدا می‌کنه به مسائل دور و برت.

این کتاب هم مثل همون کتاب‌هاس. با وجود اینکه حجم کمی داره اما خوندن این اثر، تاثیر عجیبی روی آدم داره. خوندن اون فقط برای یه قشر خاص نیس بلکه هر کس می‌تونه اونو بخونه و برداشت خودشو از داستان‌های کوتاه این کتاب داشته باشه، اما منظور این نیست که این کتاب خیلی ساده یا سطحیه بلکه برعکس تا حدی جذابه که هر داستان کوتاهش رو نمی‌شه یه بار خوند و رد شد چون ناخواسته آدم (مخصوصاً اگه خواننده ذهن کنجکاو و مقایسه‌گری داشته باشه)، رو به واقعیت‌ها مربوط می‌کنه و باعث می‌شه نقاط مشترک بین داستان و مسائل زندگی رو پیدا کنه و به تفکر جدید برسه. حتی این کتاب می‌تونه تاثیر زیادی روی تفکر آدما داشته باشه یا باعث بشه دیدگاه انسان عوض بشه و انسان رو تو مسیر جدیدی بگذاره.

توخولوسکی اصلاً در این کتاب نمیخواد برای کسی نسخه بپیچه یا راه حلی برای مسئله‌ای ارائه بده؛ تنها با عنوان کردن مباحث مختلف به زبان طنزگونه سعی داره واقعیت‌هایی رو درباره انسان‌ها بیان کنه و اما شاید بیان واقعیت‌ها کاری به‌دردبخورتر از ارائه نسخه‌هاییه که بعضی از نویسنده‌ها برای مسائل انسانی ارائه میدن.

کورت توخولسکی توی کتابش به مسائل مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی روابط خانوادگی به زبانی طنزآمیز اشاره کرده. شاید بیشتر مسائلی که بهشون اشاره شده مسائلی منفی هستن اما توخولسکی در بستر کتابش به این نکته اشاره کرده که در مسائلی ممکنه راجع به «واقعیت آدما» اشتباه کرده باشه و همیشه وجود یک احتمال و استثناء رو در نظر می‌گیره. توخولسکی در جنگ جهانی اول به فعالیت‌های ضد جنگ می‌پرداخته، پس قابل درکه در نوشته‌هاش از جنگ و آلمان زمان جنگ احساس تنفر دیده بشه.

در اول کتاب، مترجم به این موضوع اشاره کرده که:

«توخولسکی نه تنها به هیچ دردمندی گارانتی درمان نمی‌ده، بلکه حتی خودشو جائزالخطا می‌شمره و اصلاً دلش نمی‌خواد کسی فکر کنه اون تو دیدش نسبت به «واقعیت آدما» از اشتباه مبراس.»

همون‌طور که مترجم این کتاب در یادداشتش اشاره کرده، توخولسکی خوندن این کتاب رو به کسانی توصیه می‌کنه که می‌خوان بفهمن واقعیت آدما چطوریه یا این دنیا داره چی ازشون می‌سازه و ارگانیسم بدنشون در چه حاله؛ پس خوندن این کتاب بدون تفکر توی خط به خطش در واقع با نخوندش فرقی نداره. این کتاب شامل 33 داستان تقریباً کوتاهه که بعد از خوندن هر کدوم می‌شه ساعت‌ها فکر کرد، به خود داستان، به نویسنده‌اش، به پیدا کردن نقطه اشتراک بین جوامع و خیلی مسائل دیگه.

برای مثال این نویسند? با ذوق توی داستانی درباره آدم‌ها و اعتقادات و باورهاشون می‌گه:

«آدمیزاد دلش نمی‌خواد بمیره، چون نمی‌دونه بعد از مرگ چی به سرش می‌آد. اما برای خودش خیال می‌کنه که می‌دونه. با این حال بازم دلش نمی‌خواد بمیره. آخه می‌خواد همین زندگی رو یه کم دیگه ادامه بده. منظورش از یه کم، تا ابده.»

یا جایی دیگه از کتاب درباره این صحبت می‌کنه که یه آدم ممکنه تو زندگیش به مشکلی بر بخوره که برای اولین بار براش اتفاق افتاده؛ توخولوسکی به اون آدم می‌گه که نترسه و با مشکل روبه‌رو بشه چون این اتفاق ممکنه برای هزاران نفر دیگه هم افتاده باشه:

«همیشه قبلاً یه نفر اونجا بوده. همیشه یه نفر یه درجه بیشتر از اونچه که در توان توست، صعود کرده. حتی خیلی بالا‌تر از تو.

این نبایست روحیت رو تضعیف کنه. صعود کن برو بالا و بالاتر. اما بدون که نوکی برای این قله وجود نداره بدون که برف پا نخورده وجود نداره.»

در جایی از کتاب ناراحتی خودشو از جنگ‌های سراسر جهان نشون می‌ده و می‌گه یه روزی تمام این داستان‌ها برای به حکومت رسیدن یه جبهه خاص تموم میشه و اونجاس که اهمیت «انسان» نشون داده می‌شه:

«بعد از همه این‌ها روزی از روزها دوباره لیبرال بودن خیلی مد می‌شه.‌

اون وقته که یه نفر می‌آد به یه کشف واقعاً تندرگونه دست می‌زنه: اون «انسان» رو کشف می‌کنه! می‌گه یه ارگانیسمی داریم به اسم انسان. اونه که همه مقصد و مقصوده. بایستی پرسید اون خوشبخته یا نه. هدف آزاد بودن اونه. دسته‌جات همه فرعن. حکومت فرعه.»

یکی از ویژگی‌های کتاب که خواننده رو جذب خوندن اون می‌کنه زبان شیرین و عامیانه نوشته‌های توخولسکی در این کتابه. استقبال از این کتاب به گونه‌ای بوده که به چاپ هشتم هم رسیده. چاپ اول اون سال 1385 و چاپ هشتم اون 1389 بوده که زحمت انتشارش رو انتشار افراز کشیده. ترجمه این اثر رو زنده یاد محمد حسین عدانلو انجام داده اس.

تعریف کردن از این کتاب فایده‌ای نداره، باید بخونید تا بفهمید چی می‌گم.

 مشخصات اثر:

کورت توخولسکی. «بعضی‌ها هیچوقت نمی فهمن». ترجمه م‍ح‍م‍دح‍س‍ی‍ن‌ ع‍ض‍دان‍ل‍و. تهران: افراز، 1385. 92 صفحه.


نوشته شده در یکشنبه 96/5/22ساعت 6:22 عصر توسط زینب خزایی پول نظرات ( ) | |


«ابر و یک داستان دیگر» عنوان اثری است از جمشید سپاهی که با تصویرگری منوچهر عبدالله‌زاده بار دیگر وارد بازار کتاب شده است.

به گزارش لیزنا بر اساس اعلام روابط عمومی اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ابر و پروانه عنوان داستانی‌هایی است که در این کتاب برای گروه سنی «ب» (7 تا 10 سال) منتشر شده‌اند.

در داستان اول با ابر کوچکی روبرو می‌شویم که تصمیم دارد ببارد، اما هر جا می‌رود آدم‌ها و اتفاق‌ها مانع بارش ابر می‌شوند چون ممکن است خسارتی به آن‌ها وارد شود. این اتفاق تا جایی تکرار می‌شود که ابر داستان ناگهان شروع به گریه می‌کند.

پروانه نیز روایت دوستی یک پروانه با دختری کوچک است. پروانه تنهاست و می‌داند که به دلیل رنگی نبودن از سوی دوستانش مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد، به همین دلیل مهتا به راه حل این مشکل فکر می‌کند.

بر اساس این خبر، «ابر و یک داستان دیگر» پیش از این در سال 1373 منتشر شد و اکنون با قطع و صفحه‌آرایی متفاوتی از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوان بازنشر شده است.

 

شمارگان این کتاب 5هزار نسخه است و 3هزار تومان قیمت دارد و قابل خریداری از تمامی فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است.

lمنبع:

http://www.lisna.ir


نوشته شده در چهارشنبه 96/4/28ساعت 11:40 صبح توسط زینب خزایی پول نظرات ( ) | |

 

به گزارش لیزنا بر اساس اعلام اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، علیرضا حاجیان‌زاده در پیامی به مناسبت روز ملی ادبیات کودک و نوجوان نوشته است:

«هجدهم تیرماه، روزی به یادماندنی برای همه دوست‌داران قلم و کلمه است. روزی که می‌توان پنجره کتابخانه‌ها را با شادمانی گشود تا صدای دعوت کتاب‌ها به گوش کودکان و نوجوانان ایران برسد. سال‌هاست که قفسه‌های باز کتابخانه‌های کانون رسالت عظیم پویش ادبی را به شایسته‌ترین شیوه‌ انجام داده‌اند و قطار کلمه‌ها از لابه‌لای کتاب‌ها، برگه‌های سپید و جوهر قلم‌ها با قوت، سوت می‌کشد و به خارج از مرزهای مراکز کانون و در متن جامعه راه پیدا می‌کند.

کارشناسان و مربیان ارجمند کانون که جایگاه والای هنر و ادبیات را همواره ستوده‌اند و لحظه‌ای از مسیر تفکر و خلاقیت غافل نمی‌شوند، بیش از پنج دهه برای پاسداشت حرمت قلم کوشیده‌اند. تلاش برای گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی و پیوند عمیق کودکان و نوجوانان با کلمه‌ها، نمونه بارز اهمیت مراکز کانون پرورش فکری به عنوان پایگاهی تخصصی برای گرامی‌داشت شعر، داستان و متون ادبی بوده است.

به یقین تاکید همه متولیان فرهنگ و اندیشه بر مسیر شکوفایی نسلی است که جهان را با دقت بیشتری می‌نگرد و با سرعت حیرت‌انگیزی در حال کشف و جستجوست. ورود فضای مجازی به بستر زندگی روزمره و فرصت و تهدیدی که دنیای درونی کودکان و نوجوانان را از ابتدای سوار شدن بر قطار کلمه احاطه کرده است، اهمیت ورود به باغ پرطراوت شعر و قصه را یادآوری می‌کند. روح لطیف و صیقلی کودکان و نوجوانان، همواره آماده انعکاس امواجی است که از منبعی تاثیرگذار بتابد و در این میان «ادبیات» به عنوان مطمئن‌ترین تکیه‌گاه برای والدین و فرزندان، می‌تواند در جاده ناهموار دنیای مدرن امروز، چراغ راه باشد و با اثربخشی عمیقی که بر ذهن و عاطفه کودکان و نوجوانان برجای می‌گذارد، فرصت‌های بی‌شماری را برای پرورش روح، آرامش و کشف استعدادهای نهفته ایجاد کند.

سال‌هاست که مربیان خلاق کانون با برنامه‌ریزی دقیق و بهره‌گیری از خلاقیت و آموزش غیرمستقیم، کودکان و نوجوانان را در مراکز کانون با قلم آشتی داده‌اند و مفهوم آفرینش متنی ادبی پشت میزهای رنگی کتابخانه‌ها، رنگ و نور را به قفسه‌های کتاب پاشیده است. به راستی که آفرینش کلمه می‌تواند چشم‌ها را بشوید و جور دیگر دیدن را به جهان کودکانه هدیه دهد.

هجدهم تیرماه که مزین است به نام بزرگ‌مرد ادبیات کودک و نوجوان، پلی رنگین را بر فراز قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب ترسیم می‌کند و به یادمان می‌آورد که به احترام مهدی آذریزدی بایستیم و نام ماندگارش را با گلباران کلمه، عطرآگین کنیم.

 

انتخاب این روز در دفتر تقویم، تلنگر عمقیی است برای همه آن‌ها که متولی کار فرهنگی برای کودکان و نوجوان‌اند و فرصتی است تا روز ملی ادبیات کودک و نوجوان را میان کتاب‌های کتابخانه، روی میزهای رنگی و در لبخند شاد اعضای خوب مراکز کانون گرامی بداریم و یادمان بماند که ادبیات، در گستره یک روز و هفته و ماه و سال جای نمی‌گیرد، همان‌طور که پرورش روح و جان کودکان و نوجوانان در چارچوب زمان و مکان نمی‌گنجد. برای شکوفایی استعدادها و تعمیق شادی و لبخند، لازم است که از خودمان شروع کنیم. با قلم و کلمه مهربان باشیم و درهای جهان شخصی‌مان را به روی ادبیات و هنر بگشاییم و هر روز تشنه‌تر از روز قبل در طلب چشمه حیات باشیم. در این صورت است که می‌توانیم هم‌چون پیرمرد مهربان قصه‌ها، برای بچه‌های دیروز و امروز و فردا تا ابد تاثیرگذار باشیم و سوت قطار کلمه را در کتابخانه‌ها به صدا در آوریم.»

منبع:

http://www.lisna.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/29170-%D8%A8%D8%A7-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%88-%DA%A9%D9%84%D9%85%D9%87-%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85


نوشته شده در یکشنبه 96/4/18ساعت 6:43 عصر توسط زینب خزایی پول نظرات ( ) | |

حضرت علی علیه السلام اولین امام شیعیان درباره کتاب می فرمایند: "کسی که با کتاب ها آرامش می یابد هرگز آسایش از او سلب نمی شود."

به گزارش فرهنگ نیوز، دین، فرهنگ و تاریخ ما اُنس و الفتی دیرینه و همیشگی با کتاب و کتابخوانی دارد. همین بس که معجزه پیامبر گرامی اسلام(ص)، کتاب انسان ساز قرآن کریم است. حضرت علی علیه السلام اولین امام شیعیان درباره کتاب می فرمایند: "کسی که با کتاب ها آرامش می یابد هرگز آسایش از او سلب نمی شود." در قرآن و اسلام، کتاب و کتابخوانی از جایگاهی بس عظیم برخوردار است. بررسی آماری محتوای کلام ‌الله مجید نشان داد که واژه کتاب به اشکال مختلف 255 بار، واژه علم 582 بار، واژه قلم 2 بار، و واژه اقرأ 3 بار در قرآن تکرار شده است و اولین سوره ای که بر پیامبر اعظم نازل شد سوره علق بود که با کلمه "اقراء" آغاز  می شود و این خود نیز نشانگر اهمیت بالای کتاب و کتابخوانی و لزوم توجه بیش از پیش به این مقوله است.

وحشی بافقی شاعر بلند آوازه کشورمان نیز اینگونه می سراید:

کتابِ عشق بر طاقِ بلند است            ورایِ دستِ هر کوته پسند است 

فروگیر این کتاب از گوشه طاق               که نگشودش کس و فرسودش اوراق 

فرهنگ، محوری‌ترین برگ هویتی یک ملت محسوب می‌شود و یکی از راه‌های مهم توسعه فرهنگی اهمیت دادن به مساله کتاب، کتاب‌خوانی و ترویج مطالعه در جامعه، خصوصا در میان جوانان و نوجوانان است. در واقع از شاخص‌های مهم توسعه‌یافتگی هر جامعه سرانه مطالعه، میزان تولید و مصرف اطلاعات و کالاهای فرهنگی در آن جامعه است و بنا بر اهمیت این مساله دولت‌ها و سیاست‌گذاران برنامه‌ریزی‌هایی در این رابطه صورت داده‌اند.

کتاب، موضوع بسیار مهمى است، اما وضع کنونى کتاب در کشور، متناسب با شأن، سابقه و داعیه فرهنگى ایران و هدف هاى ترسیم شده براى جمهورى اسلامى نیست. کتاب بهترین وسیله انتقال میراث ادبی از نسلی به نسل دیگر است و به انسان ها کمک می کند تا میراث فرهنگی و ارزش های دینی وتاریخی خود را بشناسد و به آن ارج نهند.

خانواده اولین بنیان تاثیرگذار در جامعه به شمار می رود. پدر و مادر نقش مهمی در شکل گیری عادات فرزندان خود دارند و نهادینه کردن عادت حسنه کتابخوانی از زیباترین عاداتی است که با تدبیر و آینده نگری والدین  منجر به تربیت نسلی کتابخوان می شود و بدین ترتیب برای کسب تجربه و دانش همیشه به کتاب خوب مراجعه می کند و در تنهایی ها و خلوت خود با کتاب انس می گیرد  و با بدترین و پرخسارت‌ترین تنبلى‌ها،  که تنبلى در خواندن کتاب است بیگانه است.

کلاس کتابخوانی

آموزش و پرورش دومین نهادی است که می تواند با برنامه ریزی های هدفمند خود به نیازهای روحی دانش آموزان پاسخ دهد و انگیزه مطالعه ، شناخت فضائل اخلاقی، فکر کردن و لذت خواندن را برای دانش آموزان فراهم کند و نسلی دیندار،با اخلاق ،بردبار، فداکار و دانشمند تربیت می کند.

بنابراین لازم است در مدارس، ساعتى براى کتابخوانى در نظر گرفته شود. ساعت کتابخوانى  فضایی مفید را برای دانش آموزان فراهم می کند تا با فرهنگ کتابخوانى آشنا شوند. به این شکل که معلم با بیانی شیوا کتاب را بخواند؛ یا به این شکل که یکى از دانش آموزان با ذوق و خلاق بخواند و دیگران گوش کنند و یا کتابی را دانش آموزان به صورت نمایش رادیویی و ... برای بقیه اجرا کنند.

فروشگاههای زنجیره ای کتاب

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى باید بخش مهمى از بودجه و امکانات خود را به تولید کتاب هاى مفید و مبتنى بر اهداف فکرى اسلامى اختصاص دهد و میدان را براى افراد مستعدى که توانایى تولید فکر و نوشتن کتاب دارند، باز کند و نیروهاى توانمند را براى انجام ویرایش، بررسى و نظارت در امر تبدیل کتاب هاى متوسط به کتاب هاى عالى و ممتاز به کار گیرد و با ساماندهی چرخه تولید، عرضه و توزیع کتاب به ایجاد فروشگاههای زنجیره ای کتاب اقدام نماید.

تبلیغات رنگینِ عجیب و غریب به جای تبلیغ کتاب

شورای عالی کتاب و رادیو کتاب، یکى از کارهاى بزرگ و مهم در سطح جامعه است که بدین وسیله تبلیغات کتابخوانى همه‌گیر  می شود. امروزه شاهدیم براى کالاهاى کم‌ اهمیت که تأثیرى هم در زندگى انسان ها ندارند، تبلیغات رنگینِ عجیب و غریبى انجام می گیرد و دستگاه‌هاى ارتباط‌جمعى، مطبوعات، صدا و سیما آنها را پخش می کنند؛ در حالى که آن محصولات ضروری نبوده و یک چیز اضافه در زندگى هستند؛ گاهى بودنشان مفید است، گاهى بودنشان حتّى مفید هم نیست؛ شاید مضر هم هست. اما بدون شک محصولى با عظمت کتاب، با ارزش کتاب، درخور این است که تبلیغ شود؛ تا افراد جامعه به کتاب خواندن تشویق شوند و این فرهنگ به صورت عادت در میان اقشار مختلف جامعه نهادینه گردد.

این سوال در میان افراد مطرح است که چه بخوانیم؟

یکى دیگر از راهکارهای ترویج کتابخوانی آن است که، برنامه‌هاى مطالعاتى براى اقشار مختلف جامعه در مدارس، دانشگاه، مساجد و منازل در نظر گرفته شود تا به مدد آن بتوان  جوان ها و نوجوان ها را به کتابخوانى تشویق نمود؛ چرا که در بسیاری از اوقات مراجعه این سوال در میان افراد مطرح است که چه بخوانیم؟ مجموعه‌ى متصدیان امر کتاب  چه در وزارت ارشاد، چه در مجموعه‌ کتابخانه‌ها برای این مسئله باید کار جدى کنند؛ در بخش هاى مختلف، براى قشرهاى مختلف، به شکلهاى مختلف، با تنوع متناسب، "سیر مطالعاتى" ترتیب دهند؛ وقتى که جوان، نوجوان، یا کسى که تاکنون با کتاب انس زیادى نداشته است، وارد این سیر شد، حرکت می کند و غالباً مسیر خودش را پیدا خواهد کرد.

در تولید کتاب، چه تولید به معناى ایجاد، ترجمه‌ و نشر کتاب باید به نیازها و خلأهاى جامعه توجه شود؛  و در ادامه، خلأها و نیازهای فکرى را شناسایی کرد و برای رفع خلا ها و برآورده کردن نیازها برنامه ریزی کرد. متاسفانه در بازار کتاب، گاهى اوقات کتاب هایی هست که افراد جامعه را به انحراف می کشاند و بدون تردید برای ذهنیت جامعه از لحاظ جنبه‌هاى مختلف اخلاقى، دینى، اعتقادى و سیاسى زیانبخش است که باید تعریفی جامع از کتاب بد و خوب برای افراد جامعه تبیین شود.

کتابخوانی جز در بین عده ای از اهل علم و دانش و کسانی که قهرا با آن سر و کار دارند متأسفانه در میان مردم امری رایج و روزمره نیست. کتابخوانی باید همانند کارهای روزانه در زندگی مردم وارد شود. طبقات مختلف جامعه شامل مردان و زنان شهری و روستائی و همه کسانی که قادر به خواندن هستند باید با کتاب ارتباط برقرار کنند و در اتوبوس، تاکسی، مطب پزشک، اداره، مغازه و در اوقات فراغت در خانه کتاب بخوانند. اگر مردم از همه اوقات ضایع شده خود مثلا در تاکسى، اتوبوس و یا موارد دیگر استفاده کنند و به مطالعه و کتابخوانى بپردازند و به این امر عادت کنند تا از اینگونه اوقات خود بخوبى براى مطالعه استفاده کنند، جامعه پیشرفت خواهد کرد.

تشویق زنان و مردان متاهل، به کتابخوانی از جمله کارهای بسیار اساسی و مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. کتاب به عنوان منبعی که حاوی معارف بشری است و اذهان آنان را برای خوب فهمیدن، بهتر اندیشیدن و درموضع صحیح تر قرار گرفتن آماده می کند. راهنمایی و آشنا کردن زنان و مردان متاهل با روش های صحیح برخورد با یکدیگر و فرزندان شان با استفاده از تجربیات پیشرفته بشری اهمیت بسیاری دارد.

جاى کتاب را هیچ چیزى نمی گیرد

این که تصور کنیم با پدید آمدن وسائل ارتباط جمعىِ جدید و نوظهور، کتاب منزوى خواهد شد، خطاست. کتاب روزبه‌روز در جامعه‌ بشرى اهمیت بیشترى پیدا می کند. ابزارهاى نوظهور مهمترین هنرشان این است که مضمون و محتواى کتاب ها را راحت و آسان منتقل کنند و جاى کتاب را نمی گیرد.

*نویسنده: الهه اکبری

http://www.farhangnews.ir/content/53754


نوشته شده در جمعه 96/4/16ساعت 6:15 عصر توسط زینب خزایی پول نظرات ( ) | |

   1   2      >


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت