وبلاگ :
ياوران كتاب
يادداشت :
حرفهايي برا نگفتن!
نظرات :
0
خصوصي ،
3
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
پسري از كلاردشت
در حضور خارها هم ميشود يک ياس بود..در هياهوي مترسکها پر از احساس بود
ميشود حتي براي ديدن پروانه ها....شيشه هاي مات يک متروکه را الماس بود.
دست در دست پرنده،بال در بال..نسيم ساقه هاي هرز اين بيشه ها را داس بود
کاش مي شد حرفي از « کاش ميشد» هم نبود....هر چه بود احساس بود و عشق بود و ياس بود
+
عاشق کوهستان
سلام
+
عاشق کوهستان
سلام